Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گران جانی

تلفظ بین المللی : /ɡˈerɑn dʒˈɑni/ تلفظ :‌ [g'eRAn dZ'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گران جان
  • جان گران
  • جانی بیگ گرای
  • جانی بیگ گرای اول
  • جانی بیگ گرای ثانی
  • جانی گرین
  • جان گرین
  • گرین جان ریچارد
  • جان گرانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گرانجانی. [ گ ِ ] ( حامص مرکب ) سستی و کاهلی. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به گرانجان شود. || سخت جانی. رجوع به گرانجان شود.باد با عزم او گرانجانی است خاک با حلم او سبکباری است.( جهانگشای جوینی ). || پوست کلفتی. مقاومت. استقامت. || بخل. امساک. لئامت. || ثقیل بودن. سنگین بودن در معاشرت. ضد سبکروح : مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر میان نستدن جام می از جانان گرانجانی بود.حافظ....

فرهنگ فارسی

۱ - مقاومت بسیار پوست کلفتی سخت جانی . ۲ - نامطبوعی در معاشرت مقابل سبکروحی : مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر میان نستدن جام می از جانان گران جانی بود . ( حافظ ) ۳ - سالخوردگی . ۴ - فقیری و بیماری . ۵ - کاهلی سستی مقابل سبکروحی . ۶ - لئامت پستی خست بخل .

کلمات مرتبط

  • گران جان
  • جان گران
  • جانی بیگ گرای
  • جانی بیگ گرای اول
  • جانی بیگ گرای ثانی
  • جانی گرین
  • جان گرین
  • گرین جان ریچارد
  • جان گرانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات