Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرائی

تلفظ بین المللی : /ɡarˈɑiː/ تلفظ :‌ [gaR'Ai:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • گرائی سعد یخانی
  • گرائی خان جان ب
  • گرائی خان جان بیگی
  • گرائی سعدیخانی
  • گرائی محله
  • دست گرائی
  • گرائیدگی
  • گرائیک
  • رانۀ گرانیسنج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

گرائی . [ گ َرْ را ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ بکش ممسنی فارس است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 90).

گرائی . [ گ َرْ را ] (اِخ ) تیره ای از ایل طیبی از شعبه ٔ لیروای از ایلات کوه گیلویه ٔ فارس . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 89).

گرائی. [ ...

فرهنگ فارسی

تیره ای از طایفه بکش ممسنی فارس .
در ترکیبات آید و صفت را حاصل مصدر سازد بمعنی گراییدن : دست گرایی سرگرایی لشکر گرایی .

دانشنامه عمومی

مختصات: ۲۹°۵۶′۰۰″ شمالی ۵۶°۲۵′۲۷″ شرقی / ۲۹٫۹۳۳۳۳°شمالی ۵۶٫۴۲۴۱۷°شرقی / 29.93333; 56.42417گرائی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بردسیر در استان کرمان ایران است.این روستا در دهستان کوه پنج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳ نفر (۸خانوار) بوده است.wiki: گرائی...

کلمات مرتبط

  • گرائی سعد یخانی
  • گرائی خان جان ب
  • گرائی خان جان بیگی
  • گرائی سعدیخانی
  • گرائی محله
  • دست گرائی
  • گرائیدگی
  • گرائیک
  • رانۀ گرانیسنج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات