Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گذشته

تلفظ بین المللی : /ɡozˈaʃteː/ تلفظ :‌ [goz'aSte:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • گذشته شدن
  • گذشته نما
  • گذشته نگاری
  • گذشته از
  • گذشته از این
  • گذشته از وقت
  • گذشته فعل امدن
  • گذشته ها
  • گذشته چرا غ راه اینده است
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گذشته. [ گ ُ ذَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف / نف ) ماضی. ماضیه. پیشین. بشده. رفته. وقتی که برفته. زمانی پیش از حال. مقابل آینده. استقبال. آتیه : سالِفَه ؛ ایام گذشته. بارِجَه ؛ شب گذشته. ( منتهی الارب ) ( دهار ) : یکی حال از گذشته دی دگر از مانده فرداهمی گویند پنداری که وخشورند یا کندا.دقیقی.بدین روزگار از چه باشیم شادگذشته چه بهتر که داریم یاد.فردوسی.هر آن کس که پوزش کند بر گناه تو بپذیر و کین گذشته مخواه...

فرهنگ عمید

۱. رفته.
۲. سرآمده.
۳. [قدیمی، مجاز] مرده.

فرهنگ معین

(گُ ذَ تِ ) (ص مف . ) رفته ، سرآمده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - عبور کرده . ۲ - رفته سپری شده : بدانم ( بسفر ) سرزنش کری روا بود گذشته است از گذشته یاد ناور . ( لبیبی ) ۳ - ماضی مقابل حال : پیدا کردن آنکه این جنباننده چیزی نبود عقلی و متغیر ناشونده و از حال اکنون و گذشته و پیش آینده خبر نادارنده . ۴ - کهنه قدیم : هر چند چون کباب کند گریه و سماع ( زاهد ) از نشئ. دور همچو شراب گذشته است . ( مفید بلخی ) ۵ - تفوق یافته مرجح : قیاس کونش چگونه کنم بیاو ب...

دانشنامه عمومی

گذشته به حوادث و رویدادهایی اشاره دارد که مربوط به زمانی قبل از یک زمانِ مشخص هستند. این کلمه در تقابل با حال و آینده قرار می گیرد.در لغتنامهٔ دهخدا در مدخلِ «گذشته» آمده است: «زمان ماضی، ماضیه، پیشین، بِشُده (انجام شده)، رفته، وقتی که برفته، زمانی قبل تر و پیش از حال و مقابل آینده. استقبال. آتیه: سالِفَه؛ ایام گذشته. بارِحَه؛ شب گذشته.wiki: درام فرانسوی محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی اصغر فرهادی است...

نقل قول

گذشته (فیلم). گذشته (به فرانسوی: Le Passé) فیلم درام فرانسوی محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی اصغر فرهادی است که برای اولین بار در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۳ اکران شد.
•
wikiquote: گذشته_(فیلم)

مترادف و متضاد

سپری، منقضی

پیش، دیرین، دیرینه، سابق، قبل، قبل، قدیم، ماسبق، ماسلف، ماضی، متقدم

۱. پیش، دیرین، دیرینه، سابق، قبل، قبل، قدیم، ماسبق، ماسلف، ماضی، متقدم
۲. سپری، منقضی

past (صفت)قبلی، قدیمی، گذشته، سابق، ماقبل، ماورای، پایان یافته، وابسته بزمان گذشتهold (صفت)مسن، سالخورده، پیر، سالار، قدیمی، کهنه، باستانی، گذشته، پارینه، دیرینه، عتیق، سابق، فرسوده، سابقی، زر، کهن سال، کهنه کا...

واژه نامه بختیاریکا

وا پس

کلمات مرتبط

  • گذشته شدن
  • گذشته نما
  • گذشته نگاری
  • گذشته از
  • گذشته از این
  • گذشته از وقت
  • گذشته فعل امدن
  • گذشته ها
  • گذشته چرا غ راه اینده است
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات