معانی کلمه : گذرنقطۀ مسطحاتی
فرهنگ فارسی
نقطهای در ناحیۀ پوشش مشترک عکسها که طول و عرض آن معلوم میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{horizontal pass point} [مهندسی نقشه برداری] نقطه ای در ناحیۀ پوشش مشترک عکس ها که طول و عرض آن معلوم می شود

نقطهای در ناحیۀ پوشش مشترک عکسها که طول و عرض آن معلوم میشود