معانی کلمه : گذرداد
فرهنگ فارسی
مقدار اطلاعاتی که از جایی به جای دیگر منتقل یا در مدتی معین پردازش میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{throughput} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مقدار اطلاعاتی که از جایی به جای دیگر منتقل یا در مدتی معین پردازش می شود

مقدار اطلاعاتی که از جایی به جای دیگر منتقل یا در مدتی معین پردازش میشود