Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گذران کردن

تلفظ بین المللی : /ɡozˈarɑn kˈardan/ تلفظ :‌ [goz'aRAn k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • رکاب گران کردن
  • سر گران کردن
  • عنان گران کردن
  • گران کردن
  • خوش گذرانی کردن
  • خود را گرفتن و ناز کردن و گران کردن
  • گران کردن رکاب
  • گران کردن سر
  • گران کردن عنان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گذران کردن. [گ ُ ذَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زندگی کردن. روز را بسر آوردن. زندگی را طی کردن : با مواجب کمی گذران میکند.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) زندگی کردن . معیشت داشتن امرار معاش : با مواجب کمی گذران میکند .

مترادف و متضاد

get on (فعل)کار کردن، پیش رفتن، گذراندن، موفق شدن، گذران کردنfare (فعل)گذراندن، گذران کردنsubsist (فعل)ماندن، خوراک دادن، گذران کردن، زیست کردن...

کلمات مرتبط

  • رکاب گران کردن
  • سر گران کردن
  • عنان گران کردن
  • گران کردن
  • خوش گذرانی کردن
  • خود را گرفتن و ناز کردن و گران کردن
  • گران کردن رکاب
  • گران کردن سر
  • گران کردن عنان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات