Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گذاره بردن

تلفظ بین المللی : /ɡozˈɑreː bˈordan/ تلفظ :‌ [goz'ARe: b'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • هم گذاری بدنه
  • گذاره
  • گذاره امدن
  • گذاره شدن
  • گذاره کردن
  • گذاره آمدن
  • هم گذاره
  • بی گذاره
  • دُشکاری تخمک گذاری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گذاره بردن. [ گ ُ رَ / رِب ُ دَ ] ( مص مرکب ) عبور دادن. گذراندن :
گذاره برد سپه راز ده دوازده رود
به مرکبان بیابان نورد کوه گذار.
فرخی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عبور دادن گذارندن : گذارده برد سپه را زده دوازده رود بمرکبان بیابان نورد کوهگذار . ( فرخی )

کلمات مرتبط

  • هم گذاری بدنه
  • گذاره
  • گذاره امدن
  • گذاره شدن
  • گذاره کردن
  • گذاره آمدن
  • هم گذاره
  • بی گذاره
  • دُشکاری تخمک گذاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات