Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گد

تلفظ بین المللی : /ɡˈad/ تلفظ :‌ [g'ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • گَدْ
  • گد گدی
  • گد ننه
  • گد ویلیام
  • گد واگو
  • گد بک
  • گد سیمونس
  • بُزِ گَد
  • کلاته پائین گد
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

گد. [ گ َ ] ( ص ، اِ ) گدا باشد که گدایی کننده است. ( برهان ) : شیر پشمین از برای گد کنندبومسیلم را لقب احمد کنند.مولوی ( مثنوی چ نیکلسون ج 1 ص 21 ).- گد کردن ؛ گدایی کردن : شکرت چه آرزو شد ز لب شکرفروشش چو عباس دوس زوتر ز شکرفروش گد کن.مولوی ( از برهان قاطع چ معین ).سلطنت بگذاشت اکنون گد کندنیک پندارد ولیکن بد کند.اسیری لاهیجی نوربخشی ( از آنندراج ).|| گدایی. ( برهان ). || گیاهی باشد. ( جهانگیری ...

فرهنگ معین

(گَ ) (اِ. ) گدایی .

فرهنگ فارسی

( اسم ) گدایی

دانشنامه عمومی

شهر گد(به مجاری: Göd) در پِشت در کشور مجارستان واقع شده است. جمعیت این شهر ۱۶٫۹۵۱ نفر است.
مجارستان
فهرست شهرهای مجارستان
wiki: گد

کلمات مرتبط

  • گَدْ
  • گد گدی
  • گد ننه
  • گد ویلیام
  • گد واگو
  • گد بک
  • گد سیمونس
  • بُزِ گَد
  • کلاته پائین گد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات