معانی کلمه : گاه شماری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(شُ یا ش ) (اِ. ) روش اندازه گیری و تقسیم بندی زمان به بخش های مساوی ، تقویم .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نگاهداشتن و معرفت حساب زمان معرفه المواقیت .
ترتیب روی دادن تغییرات و تحولات زبانی یا تنظیم این تغییرات به ترتیب زمان
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
chronometry (اسم)
گاه شماری، وقت سنجی به طریق علمی، علم قیاس زمان
فرهنگستان زبان و ادب
{chronology} [زبان شناسی] ترتیب روی دادن تغییرات و تحولات زبانی یا تنظیم این تغییرات به ترتیب زمان
