معانی کلمه : گام بر گرفتن
لغت نامه دهخدا
گام برگرفتن. [ ب َ گ ِ رِ ت َ] ( مص مرکب ) گام برداشتن. قدم برداشتن :
به زیر بار گنه گام برنمیگیرم
که زیر بار به آهستگی رود حمال.
به زیر بار گنه گام برنمیگیرم
که زیر بار به آهستگی رود حمال.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گام برداشتن : بزیر بار گنه گام برنمیگیرم که زیر بار با هستگی رود حمال . ( سعدی )
کلمات مرتبط
- گام برگرفتن
- گام زدن بر روی
- مردانی که بر دم ببر گام می نهند
- اوا و اعمال جداسازی فر اورده های محصولات توسط حیوانات بومی مشتمل بر گاو یا دیگر چارپایان را گویند
- بالا و پایین پریدن گاو بر اثر نیش شپشهایی که گاوها را اذیت میکنند
- گا به بر
- گاز زدن از شدت ناراحتی و درد بر زمین
- شنبه بر گاه
- فهرست بزرگترین شرکت های نفت و گاز بر پایه درامد
