معانی کلمه : گالری
لغت نامه دهخدا
گالری. [ ل ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) رجوع به گالاری شود.
فرهنگ عمید
۱. مکانی که آثار هنری در آن به معرض دید گذاشته می شود.
۲. سرسرا، تالار.
۳. راهرو، دالان.
۲. سرسرا، تالار.
۳. راهرو، دالان.
فرهنگ معین
(ل ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - سرسرا، دالان . ۲ - جای نگه داری و نمایش آثار هنری .
فرهنگ فارسی
سرسرا، دالان، راهرو، کریاس، دهلیز
( اسم ) ۱ - تالار دراز و مسقف . ۲ - سرسرای طویل . ۳ - مجموعه ای مهم از تابلو های نقاشی و اشیائ هنری که در یک جا گرد آورند .
( اسم ) ۱ - تالار دراز و مسقف . ۲ - سرسرای طویل . ۳ - مجموعه ای مهم از تابلو های نقاشی و اشیائ هنری که در یک جا گرد آورند .
مترادف و متضاد
نگارخانه
gallery (اسم)
راهرو، لژ بالا، خندق، گالری، اطاق نقاشی، اطاق موزه، جای ارزان
فرهنگ فارسی ساره
نگارخانه
واژه نامه بختیاریکا
بِینت گَه
