معانی کلمه : گاسم
فرهنگ فارسی
۱ - گاه . ۲ - شاید ( این کلمه در سالهای اخیر توسط داستان نویسان متداول شده ) .
دانشنامه عمومی
(سُ ، س ِ ) حدس می زنم، گمان می کنم، شاید.
(بخش خفر، جهرم، استان فارس) گاسَم؛ شاید هم.

(سُ ، س ِ ) حدس می زنم، گمان می کنم، شاید.
(بخش خفر، جهرم، استان فارس) گاسَم؛ شاید هم.