کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گاراژ-داری | کلماتور
معانی کلمه : گاراژ داری
تلفظ بین المللی :
/ɡˈɑrˈɑʒ dˈɑri/
تلفظ :
[g'AR'AZ d'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گاراژداری
گاراژدار
گاراژ
گاراژ بدون سقف
گاراژ 888
گاراژ المپیک
گاراژ ایران پیما
گاراژ جو
گاراژ ویلو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گاراژداری. ( حامص مرکب ) عمل گاراژدار. گاراژ داشتن. به کار گاراژ پرداختن. رجوع به گاراژ و گاراژدار شود.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل و شغل گاراژدار . ۲ - ( اسم ) اجرت نگاهبانی ماشین و وسیل. نقلیه : شبی .... ریال از ما گاراژداری میگیرد .
کلمات مرتبط
گاراژداری
گاراژدار
گاراژ
گاراژ بدون سقف
گاراژ 888
گاراژ المپیک
گاراژ ایران پیما
گاراژ جو
گاراژ ویلو
نظرات