کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گاراژدار | کلماتور
معانی کلمه : گاراژدار
تلفظ بین المللی :
/ɡˈɑrˈɑʒdɑr/
تلفظ :
[g'AR'AZdAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
گاراژداری
گرادارا
گاراژیان
گارداریکی
گارگژدای
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
گاراژدار. ( نف مرکب ) دارنده گاراژ. متصدی گاراژ. کسی که مسئول حمل بار و مسافران است. رجوع به گاراژ شود.
فرهنگ عمید
صاحب گاراژ.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
wagoner (اسم)متصدی حمل و نقل، گاراژ دار، واگنچیcommon carrier (اسم)مکاری، حامل مشترک، گاراژ دارforwarder (اسم)گاراژ دار، فرستندهgarageman (اسم)گاراژ دار...
کلمات مرتبط
گاراژداری
گرادارا
گاراژیان
گارداریکی
گارگژدای
نظرات