کی پشین. [ ک َ پ َ ] ( اِخ ) نام یکی از چهار پسر کیقباد است ، و به جای بای فارسی نون مکسور هم به نظر آمده است . ( برهان ) ( آنندراج ). نام پسر سوم از چهار پسر کیقباد. ( ناظم الاطباء ). در اوستا، کوپیشینه . ( حاشیه برهان چ معین ) : کنون از بزرگان زنی برگزین نگه کن پس پرده کی پشین.فردوسی.نخستین چو کاوس باآفرین کی آرش دوم بدسوم کی پشین.فردوسی.اگر پیشکین برنویسند راست بود کی پشین حرف بر وی گواست سزد گ...
دانشنامه آزاد فارسی
کی پَشین(در اوستای متأخر: کَوْی پیسینَ، در پهلوی: کَی پیشین، در برخی نسخه های شاهنامه: کِی نِشین) در شاهنامۀ فردوسی، یکی از چهار پسر کِی قُباد و بنابر بُنَدهِش پسر کِی اَپیوه پسر کِی قباد. به روایت مُجمَلُ التَّواریخ، کی پشین جد لُهراسپ و برادرش جاماسپ حکیم ، است . سودابه به کِی کاووس پیشنهاد می کرد که یکی از دختران خود را به سیاوش بدهد، یا از خاندان کی پشین، همسری برای او برگزیند.wikijoo: کی_پشین...
فرهنگ فارسی
نام یکی از چهار پسر کیقباد است و به جای بای فارسی نون مکسور هم بنظر آمده است ٠ نام پسر سوم از چهار پسر کیقباد ٠