معانی کلمه : کیک یخ
فرهنگ فارسی
تکههای صاف دریایخ بزرگتر از یخپار (brash) با ظاهری موزاییکی و بههمفشرده
فرهنگستان زبان و ادب
{cake ice} [علوم جَوّ] تکه های صاف دریایخ بزرگ تر از یخ پار (brash ) با ظاهری موزاییکی و به هم فشرده

تکههای صاف دریایخ بزرگتر از یخپار (brash) با ظاهری موزاییکی و بههمفشرده