معنی کلمه : کیکان
لغت نامه دهخدا
کیکان . (اِخ ) نام طایفه ای است از طوایف کرد. (از تاریخ کرد تألیف رشید یاسمی ص 115).
کیکان . (اِخ ) گردنه ای است که خط سرحدی ایران وترکیه به آن می گذرد. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 41).

کیکان . (اِخ ) نام طایفه ای است از طوایف کرد. (از تاریخ کرد تألیف رشید یاسمی ص 115).
کیکان . (اِخ ) گردنه ای است که خط سرحدی ایران وترکیه به آن می گذرد. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 41).