Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کیفر دادن

تلفظ بین المللی : /kˈejfar dˈɑdan/ تلفظ :‌ [k'ejfaR d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • کیف دادن
  • ائین دادرسی کیفری
  • کیفر
  • کیفر بردن
  • کیفر کشیدن
  • کیفر اتش
  • کیفر انسلم
  • کیفر اکلاهما
  • کیفر ساترلند
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کیفر دادن. [ ک َ / ک ِ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) جزای عمل کسی را به وی دادن. ( فرهنگ فارسی معین ). به کیفر رسانیدن. مجازات کردن. به مکافات عمل رسانیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جزای عمل کسی را بوی دادن .

مترادف و متضاد

punish (فعل)
تنبیه کردن، مجازات کردن، کیفر دادن، ادب کردن، گوشمال دادن، سزا دادن

کلمات مرتبط

  • کیف دادن
  • ائین دادرسی کیفری
  • کیفر
  • کیفر بردن
  • کیفر کشیدن
  • کیفر اتش
  • کیفر انسلم
  • کیفر اکلاهما
  • کیفر ساترلند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات