Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کیسه

تلفظ بین المللی : /kˈiseː/ تلفظ :‌ [k'ise:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • کیسه باف
  • کیسه بافی
  • کیسه بالشی
  • کیسه بر
  • کیسه بربستن
  • کیسه بردوختن
  • کیسه بری
  • کیسه بریدن
  • کیسه بستن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کیسة. [ ک َی ْ ی ِ س َ ] (اِخ ) نام دختر ابی کثیره . وی تابعیه است . (از منتهی الارب ).

کیسة. [ ک َی ْ ی ِ س َ ] (اِخ ) نام دختر ابی بکر نقیع. وی تابعیه است . (از منتهی الارب ).

کیسة. [ی َ س َ ] (ع اِ) ج ِ کیس [ کی ] . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به کیس [ کی ] شود....

فرهنگ عمید

پارچه‌ای که اطراف آن ‌را دوخته و چیزی در آن بریزند؛ جیب.
⟨ کیسهٴ صفرا: (زیست‌شناسی) کیسۀ گلابی شکل که در زیر کبد قرار دارد و صفرا در آن ذخیره می‌شود.

پارچه ای که اطراف آن را دوخته و چیزی در آن بریزند، جیب.
* کیسهٴ صفرا: (زیست شناسی ) کیسۀ گلابی شکل که در زیر کبد قرار دارد و صفرا در آن ذخیره می شود.

فرهنگ معین

(س ) (اِ. ) ۱ - پارچه ای که اطراف آن را دوخته باشند تا بتوان چیزی در آن ریخت . ۲ - جیب . ، ~ دوختن برای چیزی طمع کردن در آن چیز. ، از ~ی خلیفه بخشیدن کنایه از: از جیب دیگری یا به حساب دیگری بخشیدن . ،سر ~ را شل کردن کنایه از: پول خرج کردن .

فرهنگ فارسی

پارچهای که اطراف انرادوخته وچیزی در آن بریزند، ونیزبمنی جیب( اسم ) ۱ - خریطه ای از پارچه یا پشمی و یا چرمین که در آن پول و اشیائ دیگر ریزند . یا کیس. شطرنج . کیسه ای که در آن مهره ها و بساط شطرنج را نگهدارند . یا کیس. گلکار . کیسه ای که گلکاران ابزار خود را در آن ریزند . یا از کیس. خلیفه بخشیدن . از مال دیگری بخشش کردن . یا سرکیسه را شل کردن . پول ( بسیار ) خرج کردن . یا کیسه از چیزی دوختن . توقع ...

دانشنامه عمومی

کیسه (کیسه داران). کیسه اندامی در بدن کیسه داران ماده است (به همراه نمونه های بسیار کمی از نرهای دارای کیسه همچون صاریغ آبی) که پذیرای جنین شکل نگرفته جانور می شود. هنگامی که جنین متولد می شود از درون بدن مادر به آهستگی بالا می رود تا به کیسه برسد. کیسه پوششی از پوست با تنها یک ورودی است که نوک پستان ها را می پوشاند تا از بچه در هنگام بزرگ شدن محافظت کند.کیسه کانگوروها در جلوی بدن باز می شود و ب...

گویش مازنی

جیب

مال چه کسی است؟

/kisse/ مال چه کسی است؟

گویش اصفهانی

تکیه ای: kisa
طاری: kisa
طامه ای: kisa
طرقی: kisa
کشه ای: kisa
نطنزی: kisa

مترادف و متضاد

جیب

خرجین، کوله‌بار

۱. خرجین، کولهبار
۲. جیب

bourse (اسم)صرافی، کیسه، بورس، حمل، قیمتbladder (اسم)بادکنک، کیسه، مثانه، ابدان، کمیزدان، پیشاب دانbag (اسم)کیسه، کیف، ساک، خورجین، چنته، جوالsac (اسم)کیسه، عضو کیسه مانند جانورsack (اسم)کیسه، ساک، جوال، یغما، خیک، خیگ، گونی، غارتگری، پیراهن گشاد و کوتاه، شراب سفید پر الکل و تلخpouch (اسم)کیسه، چنته، کیسه کوچک، کیف پولcyst (اسم)ک...

واژه نامه بختیاریکا

تالُو؛ دُلُو
کیسن

کلمات مرتبط

  • کیسه باف
  • کیسه بافی
  • کیسه بالشی
  • کیسه بر
  • کیسه بربستن
  • کیسه بردوختن
  • کیسه بری
  • کیسه بریدن
  • کیسه بستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات