معانی کلمه : کیانا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. طبیعت: همه آزادگی و همت تو / قهر کرده ست مر کیانا را (خسروی: شاعران بی دیوان: ۱۷۲ ).
۲. هریک از عناصر چهارگانه.
۲. هریک از عناصر چهارگانه.
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - طبیعت ، اصل هر چیز. ۲ - هر یک از طبایع چهارگانه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) طبیعت : همه آزادگی همت تو قهر کرده است مر کیانا را . ( خسروی ) توضیح در فرهنگها بمعنی طبایع ( جمع ) گرفتهاند .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: ki(e)yānā) (کیان + ا (پسوند نسبت)) ، منسوب به کیان ، ← کیان ؛ به علاوه این واژه (در قدیم) به معنی طبیعت بوده است .
