معانی کلمه : کوکا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
درختچۀ بومی امریکای جنوبی با گل های کوچک و زرد که از برگ های آن کوکائین استخراج می شود.
فرهنگ معین
(کُ ) [ فر. ] (اِ. ) درختچه ای از تیرة کتانیان که از برگ های آن در امور پزشکی استفاده می شود و کوکایین هم از آن گرفته می شود. برگ های خشک شدة آن مانند چای است و هنگام جویدن اثری مانند توتون دارد.
دانشنامه آزاد فارسی
کوکا (coca)
درختچه ای در امریکای جنوبی، از خانوادۀ کوکا، با نام علمی Erythroxylon coca. برگ های خشک آن منبع داروی مخدر کوکائین است. سرخ پوستان آند آن را مقدس می شمردند.
درختچه ای در امریکای جنوبی، از خانوادۀ کوکا، با نام علمی Erythroxylon coca. برگ های خشک آن منبع داروی مخدر کوکائین است. سرخ پوستان آند آن را مقدس می شمردند.
wikijoo: کوکا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
غوزه ی شکفته پنبه
/kookaa/ غوزه ی شکفته پنبه
