کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کوژ-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کوژ کردن
تلفظ بین المللی :
/kˈuːʒ kˈardan/
تلفظ :
[k'u:Z k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کوچ کردن
کوک کردن
کژ کردن
کوت کردن
کوج کردن
کود کردن
کور کردن
کور کوری کردن
کوز کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کوژ کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تعویج. ( زوزنی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). خم کردن. || پشت خمیده کردن. خمیده قامت کردن :
مرا روزگار این چنین کوژ کرد
دلی بی امید و سری پر ز درد.
فردوسی.
رجوع به کوژ شود.
فرهنگ فارسی
تعویج . خم کردن یا پشت خمیده کردن
کلمات مرتبط
کوچ کردن
کوک کردن
کژ کردن
کوت کردن
کوج کردن
کود کردن
کور کردن
کور کوری کردن
کوز کردن
نظرات