معانی کلمه : کوپه
لغت نامه دهخدا
کوپه . [ پ َ / پ ِ ] (اِ) شاخ و شیشه ٔ حجامت کننده را گویند. (برهان ) (آنندراج ). شاخ و کدوی حجامت . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
کُپه#NAME?
هریک از اتاقهای مخصوص مسافر در قطار.
۱. ویژگی نوعی اتومبیل کوچک، دودَر، و سقفدار.
۲. [منسوخ] ویژگی نوعی کالسکۀ سقفدار.
۱. ویژگی نوعی اتومبیل کوچک، دودَر، و سقف دار.
۲. [منسوخ] ویژگی نوعی کالسکۀ سقف دار.
هریک از اتاق های مخصوص مسافر در قطار.
= کُپه
۲. [منسوخ] ویژگی نوعی کالسکۀ سقف دار.
هریک از اتاق های مخصوص مسافر در قطار.
= کُپه
فرهنگ معین
(کُ پِ) (ص .) روی هم انباشته شده .
(پِ) [ فر. ] (اِ.) هر یک از اتاق های مخصوص نشستن مسافر در قطار که دارای در و پنجره و صندلی و تخت باشد.
(پِ ) [ فر. ] (اِ. ) هر یک از اتاق های مخصوص نشستن مسافر در قطار که دارای در و پنجره و صندلی و تخت باشد.
(کُ پِ ) (ص . ) روی هم انباشته شده .
(کُ پِ ) (ص . ) روی هم انباشته شده .
فرهنگ فارسی
هریک از اتاقکهای واگنهای مسافری قطار که دارای در و پنجره و صندلی باشد
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
compartment (اسم)
قسمت، کوپه
فرهنگستان زبان و ادب
{cart, coupé (fr. )} [حمل ونقل ریلی] هریک از اتاقک های واگن های مسافری قطار که دارای در و پنجره و صندلی باشد
