معانی کلمه : کوهی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) منسوب به کوه جبلی گیاهان کوهی . ۲ - مردمی که در کوهستان زندگی کنند . ۳ - ( اسم ) آلوی کوهی زعرور .
دانشنامه عمومی
واژه نامه بختیاریکا
از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( تش ) ؛ شاخه سراج الدینوند بامدی؛ ( ط ) دورکی
