Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کون جنبانی

تلفظ بین المللی : /kˈuːn dʒonbˈɑni/ تلفظ :‌ [k'u:n dZonb'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کون جنبانیدن
  • کون جنبان
  • کون جنبانک
  • ملا کون جنبان
  • اندیس عناصرفلزی کوه جانجانی جنوبی
  • جانی کول
  • فرار کن جانی
  • کون
  • کون اب زنک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کون جنبانی. [ جُم ْ ] ( حامص مرکب ) عمل کون جنباندن. ( فرهنگ فارسی معین ). عمل کون جنبان. و رجوع به کون جنبانیدن و کون جنبان شود.

فرهنگ فارسی

عمل کون جنباندن

کلمات مرتبط

  • کون جنبانیدن
  • کون جنبان
  • کون جنبانک
  • ملا کون جنبان
  • اندیس عناصرفلزی کوه جانجانی جنوبی
  • جانی کول
  • فرار کن جانی
  • کون
  • کون اب زنک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات