Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کون جنبان

تلفظ بین المللی : /kˈuːn dʒˈonbɑn/ تلفظ :‌ [k'u:n dZ'onbAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ملا کون جنبان
  • کون جنبانک
  • کون جنبانی
  • کون جنبانیدن
  • موش از کون کسی بلغور می کشد یا موش از انبان یا انبون کسی ارزن می برد
  • مک کون جان الکس
  • جان از کون درر
  • جان از کون دررفتن
  • جابزن و استفاده کن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کون جنبان. [ جُم ْ ] ( نف مرکب ) رقاص و مسخره.( آنندراج ). کون جنباننده. کسی که در حال رقص نشستنگاه خود را حرکت دهد. ( فرهنگ فارسی معین ) :
ز نی آموز در صحرا سماع بیخودی کردن
کمانچه وار باشی چند کون جنبان محفلها.
محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).
|| ( ق مرکب ) رقص کنان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که در حال رقص نشستگاه خود را حرکت دهد .

کلمات مرتبط

  • ملا کون جنبان
  • کون جنبانک
  • کون جنبانی
  • کون جنبانیدن
  • موش از کون کسی بلغور می کشد یا موش از انبان یا انبون کسی ارزن می برد
  • مک کون جان الکس
  • جان از کون درر
  • جان از کون دررفتن
  • جابزن و استفاده کن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات