کوفجان . (اِخ ) به معنی کوفج هم آمده است که جماعتی باشند در کوههای کرمان .(برهان ) (آنندراج ). همان گروه که در کوه کرمان باشند که به عربی قُفص خوانند. (از فرهنگ رشیدی ). قُفص . قُفس . (مهذب الاسماء، یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : و این کوفجان نیز مردمانی اند دزدپیشه و شبان و برزیگر... (حدود العالم ). و آن [ دیه گرمه ] موضعی گرم است و [ دارای ] درختهای خرما بود، و این ناحیه کوفجان داشته بودند در قدیم...
فرهنگ عمید
۱. قفس. ۲. جای تنگ.
فرهنگ معین
(اِ. ) قفس مرغان .
فرهنگ فارسی
قفس، جای تنگ به معنی کوفج هم آمده است که جماعتی باشند در کوههای کرمان . همان گروه که در کوه کرمان باشند که به عربی قفص خوانند.