کوری . [ ک َ / کُو ] (اِ) ظرف چرمین بزرگی که دواها را جهت فروش در آن ریزند. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).
کوری . (اِخ ) دهی از بخش قصرقند که در شهرستان چاه بهار واقع است و 450 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8)....
فرهنگ معین
(حامص . ) نابینایی .
دانشنامه آزاد فارسی
کوری (curie)یکای قدیمی پرتوزایی، با نماد C، و برابر با ۱۰۱۰×۳.۷ بکرل. پرتوزایی یک گرم رادیومحدود یک کوری است. این یکا را به افتخار فیزیک دان فرانسوی، پیِر کوری، نام گذاری کرده اند.wikijoo: کوری کوری (پزشکی). رجوع شود به:نابیناییwikijoo: کوری_(پزشکی)...
فرهنگ فارسی
خاندانی فرانسوی که چند تن از دانشمندان بزرگ از آن برخاسته اند : پیر کوری فیزیکدان فرانسوی ( و. پاریس ۱۸۵۹ - ف. ۱۹٠۶ م . ) . وی تحصیلات خود را در سربن بپایان رساند و پس از گرفتن درجه دکتری استاد فیزیک سربن گردید . پیر- کوری [ پیزو الکتریسیته ] و [ تقارنها] را در فیزیک کشف کرد و [ قانون کوری ] را درباره ظرفیت الکتریسیته بوجود آورد وی بهمکاری زنش ماری کوری [ رادیوم ] را کشف کرده و بعضویت فرهنگستان فر...
دانشنامه عمومی
کوری وضعیتی ست که بیمار در آن ادراک بینایی ندارد.کوری همچنین ممکن است در یکی از معناهای زیر به کار رفته باشد:wiki: واپاشی هسته ای به کار می رود و به افتخار ماری کوری و پیر کوری نام گرفته است. کوری به صورت زیر تعریف می شودشمارشگر گایگرپرتو یونیمسمومیت پرتویاگرچه استفاده از توسط سازمان های استاندارد آمریکایی توصیه نمی شود. (به طور مثال NIST) این واحد به گستردگی مورد استفاده در سازمان هاست.یک کوری تق...
نقل قول
کوری (رمان). کوری یکی از مشهورترین آثار ژوزه ساراماگو برنده نوبل ادبیات است.• "یادتان باشد، اینجا ما را به حال خود رها کرده اند؛ کسی هم از بیرون کمکمان نمی کند …"• "می دانست کثیف است؛ یادش نمی آمد تمامِ عمر اینقدر کثیف بوده باشد! راه های زیادی هست که آدم به حیوان تبدیل شود، و این اولین آن هاست !"• "چشمی که نمی خواهد بپذیرد، وجود ندارد"• "توی دنیای کورها ارزش واقعی معلوم می شود"• "خیال کرده ای کو...