کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کورمیخ | کلماتور
معنی کلمه : کورمیخ
تلفظ بین المللی :
/kˈuːrmix/
تلفظ :
[k'u:Rmix]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
کور میخ
پاتریشیا مک کورمیک
کورمینا ملک مینا
مک کورمیک سایرس هال
کرمیخ
ادیت راکفلر مک کورمیک
پت مک کورمیک
تپه کورمیش
تپه کورمیش بالا
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کورمیخ .
(اِ مرکب ) میخ سربزرگ چوبین را گویند که در طویله ٔ اسبان به کار برند. (برهان ) (ناظم الاطباء)
:
به اشک چشمم چون خانه کورمیخ کشند
چو غنچه هیچم باشد که سیرخواب کنند .
مسعودسعد.
کلمات مرتبط
کور میخ
پاتریشیا مک کورمیک
کورمینا ملک مینا
مک کورمیک سایرس هال
کرمیخ
ادیت راکفلر مک کورمیک
پت مک کورمیک
تپه کورمیش
تپه کورمیش بالا
نظرات