Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ کوردلی

تلفظ بین المللی : /kuːrdˈeli/ تلفظ :‌ [ku:Rd'eli]
لغت نامه دهخدا
  • کوردلی بنی اسرائیل
  • کوردلیه
  • اچ ام اس کوردلیا
  • میدان کوردلیه در لیون
  • بالبوس لوکیوس کورنلیوس
  • بروین کورنلیس دو
  • کور دلی
  • کوردل
  • کوردل شدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

کوردلی . [ دِ ] (حامص مرکب ) کورباطنی . (فرهنگ فارسی معین ). کوردل بودن :
زی گوهر باقی نکند هیچکسی قصد
کز کفوردلی شیفته بر دار فنااند.

ناصرخسرو.


رجوع به کوردل ، کورباطن و کورباطنی شود.

کلمات مرتبط

  • کوردلی بنی اسرائیل
  • کوردلیه
  • اچ ام اس کوردلیا
  • میدان کوردلیه در لیون
  • بالبوس لوکیوس کورنلیوس
  • بروین کورنلیس دو
  • کور دلی
  • کوردل
  • کوردل شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات