Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوت

تلفظ بین المللی : /kˈuːt/ تلفظ :‌ [k'u:t]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش بختیاری
  • کوت العماره
  • کوت دادن
  • کوت شیخ
  • کوت عبدالله
  • کوت ناصر
  • کوت پاش
  • کوت کردن
  • کوت کش
  • کوت کشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش بختیاری

لغت نامه دهخدا

کوت . (موصول + ضمیر + ضمیر) که + او + ت ضمیر متصل ؛ مخفف که او ترا. (ناظم الاطباء).

کوت . [ ک َ / کُو ] (اِ) کفل و سرین آدمی را گویند. (برهان ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). گوت . (برهان ). و رجوع به گوت شود.

کوت . (اِخ ) شهری بوده است از آشور به مسافت 15میلی شمال شرقی بابل و د...

فرهنگ عمید

تودۀ چیزی: کوت گندم، کوت سنگ.

فرهنگ معین

(اِ.) کفل و سرین آدمی .

[ هند. ] (اِ.) قلعه ، حصار.

(اِ.) 1 - کود. 2 - مجموع ، انباشته .

(اِ.) یکی از پنج سهمی که برحسب سنت مبنای تقسیم محصول به شمار می رود.

(اِ. ) کفل و سرین آدمی .
(اِ. ) ۱ - کود. ۲ - مجموع ، انباشته .
[ هند. ] (اِ. ) قلعه ، حصار.
(اِ. ) یکی از پنج سهمی که برحسب سنت مبنای تقسیم محصول به شمار می رود.

دانشنامه آزاد فارسی

(یا: کوت هِزارِه) در شاهنامۀ فردوسی ، از جنگاوران رومی و پسر هزاره. با لشکریان روم به سرداری نیاطوس به یاری خُسرو پرویز آمد. چون دو لشکر رویارو شدند، کوت از خسرو پرویز خواست که بهرام چوبین را به وی نشان دهد؛ تا با او بجنگد. خسرو، بهرام را به او نشان داد. کوت به کارزار با بهرام درآمد، اما به تیغ او از پای درآمد. در اخبارُالطِوال این داستان با اندکی تفاوت آمده است .wikijoo: کوت...

فرهنگ فارسی

توده چیزی مثل کوت گندم وکوت سنگ یاچیزدیگر
( اسم ) قلعه حصار : بجزیر. هرمز راه یافته کوت که عبارت از قلعه است ترتیب داده مسکن گرفتند .
مخفف که او ترا

دانشنامه عمومی

سوراخی که آن طرفش معلوم نیست و نور از آن رد نمی شود.

سوراخی که ان طرف ان معلوم نیست و نور از ان رد نمیشود.

کوت (شورای اتحادیه). کوت (به انگلیسی: Kot) یک منطقهٔ مسکونی در پاکستان است که در خیبر پختونخوا واقع شده است.فهرست شهرهای پاکستانwiki: کوت (شورای اتحادیه)...

گویش مازنی

ذخیره – انباشته شده – روی هم انباشته شده

/koot/ ذخیره – انباشته شده – روی هم انباشته شده

فرهنگ اسم ها

اسم: کوت (پسر) (فارسی)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هزاره سرداران رومی و از یاران خسروپرویز پادشاه ساسانی

گویش بختیاری

کود.


کلمات مرتبط

  • کوت العماره
  • کوت دادن
  • کوت شیخ
  • کوت عبدالله
  • کوت ناصر
  • کوت پاش
  • کوت کردن
  • کوت کش
  • کوت کشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات