Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کواسب

تلفظ بین المللی : /kavˈɑseb/ تلفظ :‌ [kav'Aseb]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صور کواکب
  • قاضی کواکبی
  • قران الکواکب
  • کار و کاسبی
  • کاسب
  • کاسب محله
  • کاسب کار
  • کاسبرگ
  • کاسبرگ دار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کواسب. [ ک َ س ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ کاسبة. ( اقرب الموارد ). رجوع به کاسب و کاسبة شود. || اعضا و اندامهای بدن انسان و مرغ.( از اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ). اطراف بدن مانند دست و پاها. ( ناظم الاطباء ). || شکاریان از مرغ و دد. ( منتهی الارب ) . ( آنندراج ). مرغان و ددان شکاری. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جمه کاسبه یا اعضا و اندامهای بدن انسان و مرغ

کلمات مرتبط

  • صور کواکب
  • قاضی کواکبی
  • قران الکواکب
  • کار و کاسبی
  • کاسب
  • کاسب محله
  • کاسب کار
  • کاسبرگ
  • کاسبرگ دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات