Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ کهیلی

تلفظ بین المللی : /kahˈili/ تلفظ :‌ [kah'ili]
لغت نامه دهخدا
  • قره کهلیک
  • کلیلی
  • کیلین
  • کهلی
  • کهیلا
  • داس کیلیون
  • دربند کیلیکیه
  • دروازه های کیلیکیا
  • رابرت کریلی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

کهیلی. [ ک َ / ک ِ لا ] ( اِ ) کسّیلی ̍ کخلّیفی ̍؛ کهیلی معرب است و آن چوبی است شبیه به روناس سیاه سرخی مایل و تخمش همچو حب الرشاد، و گویند پوست درختی است شبیه سلیخه سیاه فربه کن بدن. ( منتهی الارب ). کسیلی معرب کهیلی است و آن چوبی است شبیه به روناس مایل به سرخی. ( از اقرب الموارد ). لغت هندی است و معرب آن کسیلی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به کهیلا و کهیله شود....

کلمات مرتبط

  • قره کهلیک
  • کلیلی
  • کیلین
  • کهلی
  • کهیلا
  • داس کیلیون
  • دربند کیلیکیه
  • دروازه های کیلیکیا
  • رابرت کریلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات