کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کهن-شده | کلماتور
معانی کلمه : کهن شده
تلفظ بین المللی :
/kˈohan ʃˈodeː/
تلفظ :
[k'ohan S'ode:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کهنه شده
چیزی که با عجله نوشته شده
درخت ریشه کن شده و شناور
شخصی که تبدیل به گرگ شده باشد
عضوی که در احشاء واقع شده است
قایقی که از پوست درخت درست شده
کره اسبی که تازه بالغ شده
کسی که به ستاره ها خیره شده
کسی که وارد خدمت شده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کهن شده. [ ک ُ هََ / هَُ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کهنه شده. فرسوده شده. ازکارافتاده :
گفته دانا چو ماه نو به فزون است
گفته نادان چنان کهن شده عرجون.
ناصرخسرو.
رجوع به کهن شدن شود.
فرهنگ فارسی
کهنه شده ٠ فرسوده شده ٠ از کار افتاده ٠
کلمات مرتبط
کهنه شده
چیزی که با عجله نوشته شده
درخت ریشه کن شده و شناور
شخصی که تبدیل به گرگ شده باشد
عضوی که در احشاء واقع شده است
قایقی که از پوست درخت درست شده
کره اسبی که تازه بالغ شده
کسی که به ستاره ها خیره شده
کسی که وارد خدمت شده
نظرات