کهلة. [ ک َ ل َ ] (ع ص ) مؤنث کهل . ج ، کَهْلات ، کَهَلات ، و گفته اند کمتر به طور تنها، زن را کهلة گویند و بیشتر گویند: امراءة شهلة کهلة. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به کهل شود.
کهله . [ ک َ ل َ / ل ِ ] (اِ) گاورسهایی بود که از زر و سیم و ارزیز سازند. (نسخه ای از فرهنگ اسدی ، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) . ریزه های سیم و زر....
فرهنگ فارسی
مونث کهل جمع کهلات و کهلات و گفته اند کمتر بطور تنها زن را کهله گویند و بیشتر گویند امراه شهله کهله ٠