Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کهامه

تلفظ بین المللی : /kahˈɑmeː/ تلفظ :‌ [kah'Ame:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رام کهامهنگ
  • قصر کتامه
  • کامه
  • کامه ای
  • کامه بَر
  • کامه دان
  • کامه رُست
  • کامه زایشی
  • کامه زایی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کهامة. [ ک َ م َ ] (ع مص ) کلان سال گردیدن مرد. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء): کهم الرجل کهامة و کهوماً؛ ناتوان گردید آن مرد. || کند شدن شمشیر. (از اقرب الموارد).

( کهامة ) کهامة. [ ک َ م َ ] ( ع مص ) کلان سال گردیدن مرد. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ): کهم الرجل کهامة و کهوماً؛ ناتوان گردید آن مرد. || کند شدن شمشیر. ( از اقرب الموارد )....

فرهنگ فارسی

کلان سال گردیدن مرد ٠ کند شدن شمشیر ٠

کلمات مرتبط

  • رام کهامهنگ
  • قصر کتامه
  • کامه
  • کامه ای
  • کامه بَر
  • کامه دان
  • کامه رُست
  • کامه زایشی
  • کامه زایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات