معانی کلمه : کهار
لغت نامه دهخدا
کهار کهانی سوار دلیر
دگر چنگش آن نامبردار شیر.
گویش مازنی
( که آر ) /ke aar/ بزماده - حیوان آبستن نشده
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: kahār) (در اعلام) (= گهار) ، گهارگهانی سرداری تورانی است که در نبردهای تورانیان با ایرانیان شرکت داشت .
