Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کهار

تلفظ بین المللی : /kahˈɑr/ تلفظ :‌ [kah'AR]
لغت نامه دهخداگویش مازنیفرهنگ اسم ها
  • کهار بزرگ کوه
  • کله کهار
  • کلر کهار
  • کهارد
  • الکهارت
  • الکهارت ایووا
  • تحصیل کهاریان
  • تپه کهارد
  • تپه کهارد B
لغت نامه دهخداگویش مازنیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

کهار. [ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از همدستان افراسیاب . (از فهرست ولف ) :
کهار کهانی سوار دلیر
دگر چنگش آن نامبردار شیر.

فردوسی .


کهار. [ ک َ ] (اِخ ) قومی از هنود که پالکی یا تخت و امثال آن را بردارد، و فارسیان به تشدید استعمال نمایند. (آنندراج ) : تا کرده رو بر پالکی کرده ست جا در پالکی بنشسته چون در پا...

گویش مازنی

( که آر ) /ke aar/ بزماده - حیوان آبستن نشده

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: kahār) (در اعلام) (= گهار) ، گهارگهانی سرداری تورانی است که در نبردهای تورانیان با ایرانیان شرکت داشت .

اسم: کهار (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: kahār) (فارسی: کَهار) (انگلیسی: kahar) معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی و جزو سپاه افراسیاب تورانی، ( اَعلام ) ( = گهار )، گهارگهانی سرداری تورانی است که در نبردهای تورانیان با ایرانیان شرکت داشت، گهار...

کلمات مرتبط

  • کهار بزرگ کوه
  • کله کهار
  • کلر کهار
  • کهارد
  • الکهارت
  • الکهارت ایووا
  • تحصیل کهاریان
  • تپه کهارد
  • تپه کهارد B
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات