Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ کنگاج

تلفظ بین المللی : /kanɡˈɑdʒ/ تلفظ :‌ [kang'AdZ]
لغت نامه دهخدا
  • کنکاج
  • کنگاش
  • کنگاش خواستن
  • کنگاش کردن
  • کنگان
  • کنگاور
  • بندر کنگان
  • کنگان شهرستان
  • کنگاور شهر
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

کنگاج . [ ک َ ] (اِ) سرطان و خرچنگ .(برهان ). سرطان . (ناظم الاطباء) (از بحر الجواهر).

کنگاج. [ ک ِ / ک َ ] ( ترکی - مغولی ، اِ ) مشورت باشد یعنی به واسطه کاری و مهمی با شخصی صلاح بینند و مشورت کنند. ( برهان ). به معنی کنگاش. به عربی مشورت گویند. ( فرهنگ رشیدی ). صلاح و پند و نصیحت و مشورت و تدبیر. ( ناظم الاطباء ). کَنگاش. و رجوع به کنگاش شود : حسام الدین...

کلمات مرتبط

  • کنکاج
  • کنگاش
  • کنگاش خواستن
  • کنگاش کردن
  • کنگان
  • کنگاور
  • بندر کنگان
  • کنگان شهرستان
  • کنگاور شهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات