۱. (زیستشناسی) بال مرغ؛ بال.
۲. شاخۀ درخت.
۱. قویهیکل؛ قویجثه.
۲. امرد و بیشرم: ◻︎ گه گریبانم بگیرد قحبهای / گاه کنگی بشکند دندان من (سعدی: لغتنامه: کنگ).
(کُ یا کِ) (ص .) 1 - ستبر و قوی هیکل . 2 - پسر امرد درشت و قوی جثه .
(کَ) (اِ.) 1 - سرانگشت تا دوش . 2 - بال پرنده ، جناح . 3 - شاخة درخت .
کُنگ؛ خرمایی که هنوز پخته نشده است.
باسن –کون