کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کنکاج
تلفظ بین المللی :
/kankˈɑdʒ/
تلفظ :
[kank'AdZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کنکاش
کنکاشستان
کنکاش کردن
کنکاشگاه
کنکاشگر
کنکاشی
کنکان
کنکلاج
کنگاج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کنکاج. [ ک ِ / ک َ ] ( ترکی - مغولی ، اِ ) کنگاج. کنگاش. ( فرهنگ فارسی معین )( ناظم الاطباء ). رجوع به کنگاج و ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) شور مشورت .
کلمات مرتبط
کنکاش
کنکاشستان
کنکاش کردن
کنکاشگاه
کنکاشگر
کنکاشی
کنکان
کنکلاج
کنگاج
نظرات