کنة. [ ک َن ْ ن َ ] (ع اِ) زن پسر یا زن برادر. ج ، کَنائِن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از دهار) (مهذب الاسماء).
سایهبان بالای در؛ سقف یا پوشش بالای در خانه.
۱. اصل؛ گوهر؛ حقیقت.
۲. [قدیمی] پایان؛ نهایت چیزی.
فتیلۀ چراغ: ◻︎ کنه را در چراغ کرد سبک / پس در او کرد اندکی روغن (رودکی۱: ۹۱).
۱. (زیستشناسی) جانوری از خانوادۀ بندپایان با زندگی انگلی که بهوسیلۀ خرطوم خود خون حیوانات را میمکد.
۲. (اسم، صفت) [مجاز] کسی که در امری سماجت بسیار کند؛ بدپیله؛ سمج: عجب آدم کنهای هستی!.
( ~ .) (اِ.) فتیلة چراغ ، پلیته .
(کُ) [ ع . ] (اِ.) حقیقت ، باطن ، پایان هر چیز.
(کُ نَّ یا نُِ) [ ع . کنة ] (اِ.) سایبان بالای در.
(کَ نِ) (اِ.) 1 - حشرة ریزی که به پوست بدن حیوان یا انسان می چسبد و از طریق منافذ پوست خون را می مکد. 2 - کنایه از: آدم سمج و پررو.
کُنه روسری مستطیل شکل زنان یاسوجی
اجاق گلی
کنده ی درخت
برای چه کسی؟
نوعی بیماری و درد که در قسمت سینه ی آدمی پدید آید
ته، ژرفا، عمق
اساس، اصل، پایه، جوهر، ذات
۱. اساس، اصل، پایه، جوهر، ذات
۲. ته، ژرفا، عمق