معانی کلمه : کنستانتین
لغت نامه دهخدا
کنستانتین .[ ک ُ ] (اِخ ) رجوع به قسطنطین و کنستانت اول شود.
کنستانتین . [ ک ُ ] (اِخ ) پاپ (708 - 715 م .). (از لاروس ).
فرهنگ فارسی
نام دو پادشاه یونان : کنستانتین اول . ( و. آتن ۱۸۶۸ - ف. ۱۹۲۳ م . ) . وی در سال ۱۹۱۳ به جانشینی پدرش ژرژ اول به سلطنت رسید و در سال ۱۹۱۷ تبعید شد . کنستانتین اول در سال ۱۹۲٠ دوباره پادشاه گردید و در سال ۱۹۲۲ از سلطنت کناره گرفت . یا کنستانتین دوم . پسر پل اول پادشاه یونان ( جل. ۱۹۶۴ م . ) . وی فرماندهی کل قوای آن کشور را نیز بعهده داشت .
