Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کندی

تلفظ بین المللی : /kˈondi/ تلفظ :‌ [k'ondi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • کندی کردن
  • کندی رشد جسمانی و عقلانی
  • کندی روانی ـ حرکتی
  • کندی نشون
  • کندی ادوارد
  • کندی جان فیتز جرالد
  • کندی رابرت
  • کندی محمد بن یوسف
  • کندی نایجل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

کندی . [ ک ُ ] (ص نسبی ) منسوب است به کند، از قراء سمرقند. (لباب الانساب ) (الانساب سمعانی ).

کندی . [ ک ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کندة که از قبایل مشهور یمن باشد. (لباب الانساب ) (الانساب سمعانی ).

کندی . [ ] (اِخ ) ابونصر. در «ابونصر» به این کلمه ارجاع شده و ظاهراً کندری صحیح است . رجوع به عمیدالملک کندری شود....

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ تندی] کند بودن.
۲. آهستگی.
۳. [مقابلِ تیزی] کند بودن.

فرهنگ معین

(کُ) (اِ.) = کندا: دلیری ، شجاعت .

(کُ دِ) (حامص .) 1 - حماقت ، سستی . 2 - تنگدستی ، فقر.

(کُ دِ ) (حامص . ) ۱ - حماقت ، سستی . ۲ - تنگدستی ، فقر.
(کُ ) (اِ. ) = کندا: دلیری ، شجاعت .

دانشنامه آزاد فارسی

کَندی (Kandy)شهری در مرکز سری لانکا، کنار رود مهاولی، با ۱۱۲,۴۰۰ نفر جمعیت (۲۰۰۳). مرکز بخشی به همین نام است. این شهر در ۱۱۶کیلومتری شمال شرقی کولومبو قرار دارد. کندی مرکز ناحیۀ چای خیز و مرکز فرهنگ بودایی سینهالی به شمار می رود. معبد دندان، از مقدس ترین معابد بودایی، در این شهر است؛ می گویند دندانی از بودا در آن قرار دارد.wikijoo: کندی...

فرهنگ فارسی

در آیین زردشتی دیوی است مست بی آنکه شراب بنوشد .
( اسم ) دلیری شجاعت : خصم را پا در رکاب تو ز اسب اندر فکند بس که در میدان کندی اسب بر خصم افکنی . ( سوزنی )
منسوب به کنده که از قبایل مشهور یمن باشد.

دانشنامه عمومی

آوندی است تنورمانند که برای نگهداری گندم و جو به کار می رود

wiki: سری لانکا است که در مرکز این کشور واقع شده است؛ کندی مرکز استان مرکزی می باشد.این شهر ۲۸٫۵۳ کیلومتر مربع مساحت و ۱۲۵٬۴۰۰ تن جمعیت داردwiki: کندی (سری لانکا)...

گویش مازنی

انبار و سیلوی چوبی

/kandi/ انبار و سیلوی چوبی

مترادف و متضاد

دلیری، شجاعت

آهستگی، بطو، تانی، فترت ≠ تند، تیزی

۱. آهستگی، بطو، تانی، فترت
۲. دلیری، شجاعت ≠ تند، تیزی

lag (اسم)پس افت، کندی، محکوم، تاخیر، واماندگی، عقب ماندگی، لنگیbacking (اسم)ستایش، طرفداری، پشتی، پشتیبانی، کندی، تصدیق در پشت یا ظهر ورقهdullness (اسم)کندیhebetude (اسم)حماقت، کندی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] کندی (ابهام زدایی). کندی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • حجر بن عدی کندی، کنیه اش ابوعبدالرحمن، معروف به حجرالخیر، صحابی پیامبر صلی الله علیه وآله و از یاران خاص حضرت علی علیه السلام و از بزرگان و فضلای کوفه• ابوالشعثاء کندی، ابوالشعثاء، ابوالببغاء، یزید بن زیاد مهاصر بن نعمان کِنْدِی از اصحاب امام حسین علیه السلام و شهیدان کربلا• یعقوب بن اسحاق کندی، ریاضی دان، منجم و اولین فیلسو...

کلمات مرتبط

  • کندی کردن
  • کندی رشد جسمانی و عقلانی
  • کندی روانی ـ حرکتی
  • کندی نشون
  • کندی ادوارد
  • کندی جان فیتز جرالد
  • کندی رابرت
  • کندی محمد بن یوسف
  • کندی نایجل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات