Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کندل

تلفظ بین المللی : /kˈondel/ تلفظ :‌ [k'ondel]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • کندل بزوئن
  • کندل دسته
  • کندل لت
  • کندل پاس
  • کندل کوم
  • کندل اریک
  • کندل شاهی
  • کندل لایت رکوردز
  • کندل مس
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کندل. [ ک َ دَ ] ( اِ ) گیاهی است از تیره چتریان به صورت درختچه با ارتفاع 1/2 تا 1/4 متر که در اکثر نقاط ایران می روید. ساقه اش ضخیم بی برگ و گلهایش سفید و میوه اش کوچک و بیضوی است. در مجاری ترشحی گیاه مذکور شیره ای جریان دارد که بر اثر گزش حشرات یا تولید زخم و خراش و شکافهایی که باد و عوامل دیگر در پوست ساقه اش ایجاد می کند به خارج ترشح می شود. و بعلاوه در ریشه های سه ساله تا چهارساله نیز مقدار ز...

دانشنامه آزاد فارسی

کُنْدَلگیاهان متعلق به جنس Dorema از تیرۀ چتریان. این گیاهان علف هایی بلند و کم وبیش صمغ دار، با دمبرگ هایی با غلاف پوشانندۀ ساقه هستند و برگ هایی دارند که در قسمت های پایینی گیاه شانه ای یا سه برگچه ای اند و گل آذین چتر ساده کپه مانند است. از این جنس چهار گونه در نقاط مختلف ایران، مخصوصاً در مناطق جنوب و شرق، می روید.wikijoo: کندل...

فرهنگ فارسی

کندو
( اسم ) گیاهی است از تیر. چتریان بصورت درختچه بارتفاع ۱/۲ تا ۲/۴ متر که در اکثر نقاط ایران میروید . ساقه اش ضخیم بی کرک و گلها یش سفید و میوه اش کوچک و بیضوی است . در مجاری ترشحی گیاه مذکور شیر. شیرینی رنگی جریان دارد که بر اثر گزش حشرات یا تولید زخم و خراش شکافها یی که باد و عوامل دیگر در پوست ساقه اش ایجاد میکند بخارج ترشح میشود و بعلاوه در ریشه های سه ساله تا چ...

دانشنامه عمومی

کندل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:کندل (بانه)کندل (زابل)کندل (کهگیلویه)wiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۷ نفر (۱۴خانوار) بوده است.wiki: بخش مرکزی شهرستان هیرمند در استان سیستان و بلوچستان ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان جهان آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳ نفر (۵خانوار) بوده است.wiki: استان کهگیلویه و ب...

گویش مازنی

۱وسیله ای برای کره گیری ۲گاو ماده ای که آماده آبستنی است ...

/kandel/ کندو & وسیله ای برای کره گیری - گاو ماده ای که آماده آبستنی است

واژه نامه بختیاریکا

( کُندُل ) کوتاه و گرد کوتوله

کلمات مرتبط

  • کندل بزوئن
  • کندل دسته
  • کندل لت
  • کندل پاس
  • کندل کوم
  • کندل اریک
  • کندل شاهی
  • کندل لایت رکوردز
  • کندل مس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات