معانی کلمه : کندل
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
کندو
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱وسیله ای برای کره گیری ۲گاو ماده ای که آماده آبستنی است ...
/kandel/ کندو & وسیله ای برای کره گیری - گاو ماده ای که آماده آبستنی است
واژه نامه بختیاریکا
( کُندُل ) کوتاه و گرد کوتوله
