معانی کلمه : کنجر
لغت نامه دهخدا
کنجر. [ ک َ ج َ ] (اِ) اسم فارسی خرشف است . (فهرست مخزن الادویه ). به فارسی کنگر. (از دزی ج 2 ص 492). رجوع به کنگر شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بزرگ جثه ( فیل ) قوی هیکل ( پیل ) .
واژه نامه بختیاریکا
( کُنُجر * ) نیشکون
