معانی کلمه : کنترپوان معکوس شدنی
فرهنگ فارسی
کنترپوانی که در آن بخش (part) یا بخشهای پایینی میتوانند با بخش یا بخشهای بالایی جابهجا شوند
فرهنگستان زبان و ادب
{invertible counterpoint} [موسیقی] کنترپوانی که در آن بخش (part ) یا بخش های پایینی می توانند با بخش یا بخش های بالایی جابه جا شوند
