کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کنبل | کلماتور
معانی کلمه : کنبل
تلفظ بین المللی :
/kˈanbal/
تلفظ :
[k'anbal]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ربیع کابلی
الفت کابلی مجتبی
سامانۀ تککابلی
شبکۀ تلویزیون کابلی درختی
علی پرست کابلی
علی کابلی
قرقرۀ کابل ناقل
قطار کابلی
کابل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
کنبل .
[ کُم ْ ب ُ ] (ع ص ) سخت و درشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از محیط المحیط).
کنبل . [کَم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان زیرکوه باشت و بابویی است که در بخش گچساران شهرستان بهبهان واقع است و 160 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6)....
فرهنگ فارسی
سخت و درشت
کلمات مرتبط
ربیع کابلی
الفت کابلی مجتبی
سامانۀ تککابلی
شبکۀ تلویزیون کابلی درختی
علی پرست کابلی
علی کابلی
قرقرۀ کابل ناقل
قطار کابلی
کابل
نظرات