کناسی . [ ک ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به کناسة و گمان می کنم که محله ای باشد در کوفه که محل خرید و فروش چارپایان است . (از الانساب سمعانی ). و رجوع به کناسة شود.
کناسی . [ ک َن ْ نا ] (حامص ) شغل کَنّاس . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). شغل و عمل کناس . (ناظم الاطباء) : اگر کنی ز برای یهود کنّاسی وگر کنی ز برای مجوس گل کاری درین دو کار کریه اینقدر کراهت نیست وزی...
دانشنامه آزاد فارسی
کَنّاسیاز مشاغل سنتی، عملِ تخلیۀ چاهِ مستراح ها و در صورتِ نیاز تعمیرِ نشیمن گاه های خراب و بازچیدنِ طوقه های ریختۀ چاه. کنّاسان جز تعمیر و تخلیۀ چاهِ مستراح ها، اشیای قیمتیِ سهواً افتاده در چاه را نیز در ازای دریافتِ مبلغی برای صاحبانِ آن ها می یافتند.wikijoo: کناسی...
فرهنگ فارسی
شغل و عمل کناس نسبت است به کناسه و گمان می کنم که محله باشد در کوفه که محل خرید و فروش چارپایان است .