کنابد. [ ک ُ ب ِ ] (ع ص ) وجه کنابد؛ روی زشت . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
کنابد. [ ک ُ ب ِ ] ( ع ص ) وجه کنابد؛ روی زشت. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).کنابد. [ ک ُ ب َ ] ( اِخ ) نام جایی و مقامی است و در آنجا کوهی است که گودرز سرلشکر کیخسرو آنجا فرودآمده بود و در آنجا بیژن ، دو سه برادر پیران را به چند مصاف کشت بعد از آن ده پ...