Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کمی

تلفظ بین المللی : /kˈami/ تلفظ :‌ [k'ami]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • کمی بیشی
  • کمی از
  • کمی تمایل در قوای جنسی
  • کمی حاجب ماوراء
  • کمی رنگ زدن
  • کمی ناخوش
  • کمی گرد و دوار
  • کمی آباد
  • کمی اباد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کمی . [ ک َم ْ می ] (ص نسبی ) چندی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).منسوب به کَم ّ. (ناظم الاطباء). و رجوع به کم شود.

کمی . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان کندوان است که در بخش ترک شهرستان میانه واقع است و 229 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)....

فرهنگ عمید

کمین۱#NAME?

۱. کم بودن: کمی درآمد.
۲. (قید) به مقدار کم؛ اندکی.
۳. [قدیمی، مجاز] پَستی؛ فرومایگی؛ حقارت.
۴. [قدیمی] نقصان؛ کاستی.

۱. کم بودن: کمی درآمد.
۲. (قید ) به مقدار کم، اندکی.
۳. [قدیمی، مجاز] پَستی، فرومایگی، حقارت.
۴. [قدیمی] نقصان، کاستی.
= کمین۱

فرهنگ معین

(کَ یّ ) [ ع . ] (ص . ) مرد با سلاح ، دلاور مسلح ، ج . کماة (کمات ).

دانشنامه آزاد فارسی

کُمی
رجوع شود به:گیپا
wikijoo: کمی

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - مرد شکم بزرگ . ۲ - شکمخواره : ۳ - شکنب. کوسفند که کیپاپزان پزند : صباحی در دکانی شیر دانی رسید از دست کیپایی بدستم بدو گفتم که بریان یا کبابی که از بوی دلاویز تو مستم ? بگفتا : پاره ای اشکنبه بودم ولیکن با برنج و نان نشستم کمال همنشین بر من اثر کرد ولیکن آن کمینم من که هستم . ( بسحاق اطعمه در تضمین قطع. گلستان )نهان داشتن گواهی را . پنهان داشتن گواهی خود را...

دانشنامه عمومی

کمی (اندیکا). کمی، روستایی از توابع بخش اندیکا شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.این روستا در دهستان چلو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.wiki: کمی (اندیکا)...

مترادف و متضاد

قلت، کسری، نقصان

اندکی، قدری، لختی ≠ تعدد، کثرت

۱. اندکی، قدری، لختی
۲. قلت، کسری، نقصان ≠ تعدد، کثرت

exiguity (اسم)خردی، کمی، کوچکیpiece (اسم)سر، خرده، دانه، مهره، تکه، قطعه، لقمه، پاره، بخش، نمونه، پارچه، کمی، عدد، اسلحه گرم، قطعه ادبی یا موسیقی، نمایشنامه قسمتpeep (اسم)روزنه، جیک جیک، کمی، نگاه دزدکی، نگاه زیر چشمی، نیش افتاب، روشنایی کمrarity (اسم)تحفه، کمی، کمیابی، ندر...

کلمات مرتبط

  • کمی بیشی
  • کمی از
  • کمی تمایل در قوای جنسی
  • کمی حاجب ماوراء
  • کمی رنگ زدن
  • کمی ناخوش
  • کمی گرد و دوار
  • کمی آباد
  • کمی اباد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات